صفحه اصلی »

نقد نمایش: خرگوشخونه

خرگوشخونه

نمایش: خرگوشخونه
نویسنده و کارگردان: دانیال پرمشکانی

خلاصه داستان:
در خانواده‌ای از خرگوش‌ها رسم بر این است که پس از رسیدن خرگوش‌ها به سن موعود، از خانه خارج شده و با روبی که یک روباه است، وارد قرارداد کاری شوند. در این بین، خانواده خرگوش با بحران‌های بسیاری روبه‌روست، از جمله عدم پذیرش خروج از خانه توسط دختر این خانواده که به سن خروج رسیده، خیانت‌های مادر خانواده و حضور پسر روبی به‌عنوان عاشق دختر در این خانواده.

طراحی صحنه:
مواجهه ابتدایی تماشاگر با تئاتر خرگوشخونه، همچون هر تئاتر دیگری، صحنه نمایش است.
صحنه متشکل از دو فضای قهوه‌ای‌رنگ که قرار است تداعی‌گر لانه خرگوش‌ها باشد تصویر شده و با ظرافت و رنگ متناسب با نمایش ترتیب داده شده است.
رنگ و چیدمان صحنه نسبت به دیگر عناصر این تئاتر از سطح قابل قبولی برخوردار است.
هرچند صحنه توانایی استفاده بیشتری برای ساخت اتمسفر ترس و مهلکه موجود در داستان را داشت، اما بسیاری بخش‌ها بلااستفاده مانده بودند؛ همچون اتاق تنگ دختر که می‌توانست احساس خفقان بیشتری را به مخاطب منتقل کند، اما صحنه به‌طور کلی صرفاً در حد یک تزئین بدون هویت خاصی باقی مانده بود.
موارد دیگری نیز که به کارگردانی اثر مربوط است، در بخش طراحی صحنه مفصلاً در کارگردانی اثر مورد بررسی قرار می‌گیرد.

متن:
متن این اثر که متشکل از یک قصه با اعمال شخصیت‌های آن است، به عجله و سطحی از مفاهیم فلسفی پرداخته و از پرداخت به اصول ابتدایی نمایشنامه‌نویسی جا مانده، چراکه پرداخت شخصیت‌ها الکن و ناقص مانده و همچنین موقعیت‌های دراماتیک نیز با عجله پیش می‌روند.
مفاهیم ایدئولوژیک و تئوری‌پردازی‌ها نیز گویی صرفاً برای علاقه نویسنده به آن مفاهیم، در متن نگاشته شده‌اند و در روند ساختار متن، آغاز، میانه، پایان، روابط علی و معلولی و دیگر عناصر پایه‌ای در هر نمایشنامه‌، با هر سبک و مکتبی، جای نداشته و وصله‌ای بدون علت در داستان‌اند.
همچون: اشاره پسر روبی به رذالت انسانی از اعمال خشونت‌آمیزی که بر روی حیوانات صورت گرفته، هرچند در انتها او نیز خرگوش را با غریزه یک روباه به نیش بکشد و سعی در ساخت یک گروتسک دراماتیک داشته باشد.
و یا خیانت مادر با موش کور که بسیار الکن و بدون آغاز و میانه و پایانی درخور موقعیت ساخته‌شده در متن نگاشته شده است.
اما از نقاط قوت متن خرگوشخونه، می‌توان به قدرت واژگان و بازی با کلمات در دیالوگ‌نویسی اثر اشاره کرد.
طنز به‌اندازه و استفاده از قانون جانشینی هم‌نشینی و به‌علاوه ایهام و چندوجهی بودن کلمات در دیالوگ‌ها و جایگاه واژگان در هر موقعیت، نشان از ذهن خلاق نویسنده با کتابخانه‌ای غنی در ذهن او دارد.
اما از دیگر بزرگ‌ترین نقاط ضعف متن، تعجیل در پرداخت موقعیت‌هایی است که هیچ‌یک از آن‌ها رشد دراماتیک خود را تکمیل نمی‌کنند، هرچند اشاره مستقیمی به انیمیشنی با این مضمون از دیوید لینچ صورت گرفته، نه به آن وفادار است و نه به قصه‌ای که در بطن متن وجود دارد، پرداخت کامل صورت می‌گیرد؛ متن اثر بستری سیال، پا در هوا میان انیمیشن لینچ و قصه موجود در ذهن نویسنده معلق مانده است.

کارگردانی:
تمامی موارد بیان‌شده در مورد متن اثر، در کارگردانی اثر نیز نمود یافته؛ کارگردان برخی اتفاقات را صرفاً به علت جذابیت ظاهری و پرطرفدار بودن مورد استفاده قرار داده.
همچون استفاده از ویدئو پروژکتور که می‌توانست استفاده بهتری برای ساخت اتمسفر داشته باشد اما صرفاً در حد روایت کارگردان از اثر باقی می‌ماند.
حضور غرش خرس و در انتها خود خرس که هیچ پرداختی از پیش برای آن صورت نگرفته، هیچ حضوری در داستان و بازی بازیگران برای آن انجام نشده و همچون وصله بی‌جایی به پایان، ار منگنه شده.
حضور خرس را شاید بخواهند با زبان روسی پیوند بدهند، اما همان زبان روسی نیز بی‌دلیل و بدون هیچ معلولی در نمایش قرار گرفته؛ گویی صرفاً به علت علاقه کارگردان به ماسک خرس برای ایجاد فانتزی گروتسک‌وار، در اثر به نمایش درآمده.
از دیگر مواردی از این دست نیز می‌توان به ماسک خرگوش‌ها اشاره کرد، که بدون بیان هیچ دلیلی، خرگوش‌ها در خانه بدون ماسک خرگوش تردد کرده و برای حضور در جامعه جنگل، ماسک خرگوش می‌زنند.
حتی اگر اشاره کارگردانی برای این عمل این باشد که این موجودات اصلاً خرگوش نیستند و صرفاً نقش خرگوش را ایفا کرده و محکوم به خرگوش بودن و قربانی بودن در جامعه جنگل هستند، این امر به‌درستی برای مخاطب موشکافی و ملموس نشده است.
به‌علاوه، در بخش کارگردانی این اثر، بسیاری موقعیت‌ها توان مهلکه بودن و تأثیر عمیق‌تر بر روی مخاطب را داشتند اما سطحی با تعجیل پیش می‌رفتند.
گویی کارگردان نیازی به تأثیرگذاری بر مخاطب را در اثر خود حس نکرده و به ساخت تصاویر فانتزی با ماسک‌ها بسنده کرده.
هرچند تلاش‌های اندکی برای ساخت تصاویر با حرکت اشخاص صورت گرفته بود.
از موقعیت‌های درخشانی از این دست می‌توان به مواجهه خرگوش و روباه در اتاق خرگوش اشاره کرد.

بازیگری:
در بازیگری این اثر نیز درک و تحلیلی از نقش‌ها برای بازیگران صورت نگرفته بود چرا که بازی پدر خرگوش، در لحظات خشونت رفتاری او، تنها با دادهای بی اساس و بدون تسلط بر صدای بازیگر انجام می‌شد که منجر به جیغ شدن صدای او شده بود؛ بدن سرگردان او نیز و غیر مطمئن او در صحنه و تعداد بسیاری تپق‌های کلامی، نشان از همین عدم درک شخصیت است. البته این مسئله نشات گرفته از بی هویتی نقش پدر نیز هست، او تنها با عدم خروج خرگوش بالغ مخالفت دارد و هیچ هدف دیگری در نقش او، در دیالوگ‌هایش، انتخاب‌ها و مکالماتش، دنبال نمیشد، حال آنکه این مسئله در پرداخت شخصیت خرگوش مادر بهبود بهتری داشت. او، درونیات و اهدافش را بیشتر و ملموس‌تر به تصویر کشیده بود؛ به علاوه دختر بالغ خانواده نیز به عنوان شخصی که داستان حول محور اوست، دچار تپق‌های کلامی بود، اما طراحی تصویر و حرکت، هرچند بسیار کم، برای او تدوین شده بود، که تاحدی خرگوش بودن او را یادآور می‌کرد، اما باورپذیر نه؛ چرا که به طور کلی برای پذیرش آن‌ها به عنوان خرگوش، نیاز به پرداخت بیشتری در طراحی حرکت‌ها، صداسازی‌ها و واکنش‌های آنان داشت. شخصیت روباه نیز به اندازه کافی روباه نبود، نه در کلام، نه در بدن و بیان، چرا که هیچ طراحی منحصربه فردی برای تمیز او از یک کارکتر انسانی انجام نشده بود، تنها در اتاق دختر به غریزه او اشاره شد. کوچک‌ترین خرگوش اما نقش خود را با درک نسبتا جامعی از نقش یک خرگوش/موش ایفا می‌کرد؛ اغلب اشخاص صرفا با ارائه تصنعی از سطحی‌ترین برداشتی که به طور کلی از شخصیت‌ها صورت گرفته بود، بسنده کردند.
به طور کلی در بازیگری اثر نیاز به بازنگری، بازخوانی، تحلیل عمیق‌تر و پرداخت پرجزئیات‌تری از هر شخصیت نیاز است‌. پرداخت در طراحی حرکت، میمیک اشخاص، لحن و صداسازی، حال آن‌که بسیاری دیالوگ‌ها قابلیت مناسبی برای پرداخت در بازیگری را داشتند.
در آخر:
اثر خرگوشخونه، اثری حائز اهمیت در تئاتر فارس است، چرا که با پرداخت به مفاهیمی که کمتر به آن‌ها توجه شده، ژانر نوینی را در تئاتر ایران دنبال می‌کند، اما این اثر با تعجیل بسیار و گذر از بسیاری پرداخت‌های مورد نیاز در متن، کارگردانی و بازیگری، اثر لازم را بر مخاطب خود نخواهد داشت.
به علاوه لازم به ذکر است که جسارت نویسنده و کارگردان و همچنین تیم اجرایی این اثر بسیار ستودنی و قابل احترام است.
امید است که با رفع نواقص و عدم تعجیل در نویسندگی و کارگردانی آثار بعدی و یا حتی اصلاح این اثر برای دیدنی‌تر شدن آن، توسط این تیم اقدامات لازم انجام شود.

یک نظر ثبت کنید

آخرین اخبار

جدیدترین برنامه ها

پاتوق فیلم لامرد

پخش فیلم های کوتاه   روبه شب – سعید کشاورز گالیا – مصطفی رستم پور شیفت – سمانه یدالهی نگران من

دوره تعاملی فیلم سازی

معرفی دوره دوره تعاملی فیلم‌سازی با توجه به محدودیت‌های ایجادشده در اثر همه‌گیری کرونا، در قالب ۱۲۰ ساعت آموزشی طراحی